آسمان مه آلود
هوای سرد
سوز سرما
صدای برگ درخت
آه سرد پیرمرد
دختری که در حال گریه میگفت:بابا
مادرش در فکر است
در فکر زندگی دخترش
پدر او یکسالیست که مرد
مادرش بیمار است
دکترها میگویند؛
دو سه روزی دیگر میمیرد
آه! چه سخت است غم و تنهایی
دخترک تنها در خانه...
دخترک میترسد از شب
دخترک بیزار است از شب
آرزوی او این است
دیگر شب نشود
ولی...
او باید انس بگیرد با شب
با تنهایی...